خورشاه بن قباد الحسينى
78
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
گرفته به درگاه عالم پناه آوردند و از همان شربت كه به ميرزا چشانيده بود به وى چشانيدند و منصب وكالت را به خواجه جلال الدين محمد تبريزى كه وزير ميرزا بود رجوع نمودند . ايّام وكالت ميرزا قريب نه سال امتداد يافت و قتلش در روز سهشنبه آخر جمادى الاخر سنهء تسع و عشرين و تسعمايه [ 929 ] واقع شد . آن جناب به مجالست و مصاحبت سادات و اهل فضل و شعرا « 1 » ميل تمام داشت و در رعايت و مراقبت اين طبقات مىكوشيد و خود هم گاهى به گفتن نظم اشتغال مىنمود . اين مطلع از نتايج طبع اوست * : نظم بيدلان هجر ترا مونس جان ساختهاند * وصل چون نيست ميسّر « 2 » به همان ساختهاند مولانا اميدى طهرانى قصيدهاى در مدح آن جناب گفته اين چند بيت از آن جمله است : شعر گل حديقه دولت حسين دريادل * كه بحر از كف جودش « 3 » برآورد زنهار نهال گلشن و احسان « 4 » كه در رياض چمن « 5 » * چو او خجسته نهالى نيامدست به بار به جنبش آن كف گوهرفشان او بحريست * كه دهر را همه بر جزر و مد اوست مدار كه از تحرّك او عنبر اوفتد به كران * كه از تموّج او گوهر اوفتد به كنار بالجمله ، هنروران جهان و محنتزدگان ايّام كه از اطراف و اكناف روى توجّه به درگاه او نهاده مىآمدند در انجاح مطالب و اسعاف مآرب هر يك سعى موفور به ظهور مىرسانيد و هر يك را به مطلوب خويش فايز مىگردانيد . ذكر انتقال و ارتحال حضرت شاه دين پناه از سراى فانى به عالم جاودانى شعر « 6 » بود عادت چرخ بيدادگر * كه سازد پسر را جدا از پدر
--> ( 1 ) . ت : شعر . ( 2 ) . ب : وصل ميسر چون نيست . ( 3 ) . ت : جودشن . ( 4 ) . ت : گلشن احسان . ( 5 ) . ت : « كه در رياض چمن » ندارد . ( 6 ) . ت : « شعر » ندارد .